روش معاینه اولتراسونیک دستگاه B-سونوگرافی برای حیوانات بزرگ

سونوگرافی حیوانات دومین فرمت تصویربرداری رایج در دامپزشکی است. از امواج اولتراسوند در محدوده فرکانس 1.5-15 مگاهرتز (MHz) برای ایجاد تصاویری از ساختارهای حیوانی بر اساس الگوهای پژواک منعکس شده از بافتها و اندامهایی که قرار است تصویربرداری شوند، استفاده میکند.
چندین نوع فرمت تصویر را می توان نمایش داد. اسکن در مقیاس خاکستری حالت B یکی است که تصاویری از آناتومی واقعی ایجاد می کند. پرتو صدا توسط مبدلی تولید می شود که با ژل انتقال در تماس است و از طریق انتقال صوتی به حیوان متصل می شود. پالس های بسیار کوتاه صدا به حیوان وارد می شود و مبدل به حالت دریافت تغییر می کند. هنگامی که پرتو از یک تراکم بافت به بافت دیگر منتقل می شود، سرعت پرتو تغییر می کند، حتی اگر این تغییر در سطح تقریبا میکروسکوپی رخ دهد، پژواک ها رخ می دهد. هرچه تغییر سرعت بیشتر باشد، شدت اکو بیشتر می شود. بخش کوچکی از این پژواک ها به مبدل منعکس می شود، که سپس انرژی اکو را به تکانه های الکتریکی تبدیل می کند که توسط کامپیوتر در دستگاه اولتراسوند ثبت می شود. شدت اکو، مدت زمانی که برای اکو بعد از پالس طول می کشد و جهت پرتو صوتی ارسالی همگی ثبت می شوند. این دستگاه از اطلاعات چندین پژواک برای ایجاد تصویری استفاده میکند که نشان میدهد وقتی بافت در همان صفحه بر روی نمونه جدا شده بریده میشود چه شکلی به نظر میرسد.
در سیستمهای اسکن مدرن، یک پرتو صوت چندین بار در ثانیه روی حیوان تابیده میشود و یک تصویر زنده پویا ایجاد میکند که با حرکت مبدل بر روی حیوان تغییر میکند. تفسیر این تصویر زنده آسانتر است و به بررسیکننده اجازه میدهد تا زمانی که تصویر رضایتبخشی به دست آید، اسکن را ادامه دهد. سپس می توان تصویر را ثابت کرد و در قالب دیجیتال ضبط کرد، که همچنین امکان ضبط کلیپ های کوتاه از اسکن های بلادرنگ را فراهم می کند.
سونوگرافی B-سونوگرافی حیوانات را نمی توان برای اسکن بافت پر از هوا یا استخوان استفاده کرد. پرتو صوت کاملاً در رابط بافت نرم/گاز منعکس شده و در رابط بافت نرم/استخوان جذب می شود. گاز و استخوان نیز هر اندام دیگری را غیر از آنها "پوشش" می دهند. گاز روده می تواند تصویربرداری از اندام های مجاور شکم را مهار کند، بنابراین قلب باید از مکان هایی که نیازی به عبور پرتو از ریه ها ندارند، تصویربرداری شود.
تصویربرداری اولتراسوند در حیوانات نیز در عمق بافت قابل بررسی محدود است. اکثر اسکنرها بافت را در عمق 24 سانتی متری نشان می دهند، اما تصاویر در این عمق اغلب بسیار نویز هستند. این به این دلیل است که اغلب پژواک های بافتی مستقیماً به مبدل باز نمی گردند، بلکه در جهات دیگر منعکس می شوند. از دست دادن انرژی پرتو تا 24 سانتی متر باعث پژواک می شود، بنابراین اسکنر نمی تواند اکوهای برگشتی را از نویز الکترونیکی پس زمینه تشخیص دهد. علاوه بر این، برخی از پژواکهایی که مستقیماً منعکس نمیشوند ممکن است با انعکاس بافت خارج از مسیر نوری به مبدل بازگردند. چنین پژواکهایی برای بازگشت به مبدل زمان بیشتری میبرد و در مکانهای جعلی به تصویر کشیده میشوند و نویز را به تصویر اضافه میکنند. مبدل های فرکانس پایین عمیق تر از مبدل های فرکانس بالا اسکن می کنند، اما با وضوح کمتر.
اگرچه سونوگرافی میتواند برای ارزیابی بیشتر بافتهای نرم از جمله عضلات، تاندونها و رباطها استفاده شود، قلب و اندامهای شکمی همچنان اکثر معاینات انجام شده بر روی حیوانات کوچک را تشکیل میدهند. هنگام اسکن شکم، ساختارهای شکمی باید به طور سیستماتیک ارزیابی شوند. هر سونوگرافیست حیوانی سیستم خود را برای ارزیابی کامل شکم ایجاد می کند. ارزیابی سیستم تضمین می کند که تمام ساختارها اسکن شده اند. در گذشته اندام هایی مانند غده فوق کلیوی و لوزالمعده تنها در صورت بیماری و بزرگ شدن قابل مشاهده بودند، اما دستگاه های سونوگرافی مدرن که توسط سونوگرافیست های مجرب اداره می شوند، تصاویری با کیفیت بالا برای تصویربرداری از غدد فوق کلیوی، پانکراس و غدد لنفاوی طبیعی تولید می کنند. حتی در شرایط عادی هم همینطور است. سگ بزرگ
سونوگرافی در حیوانات نیز به طور گسترده ای برای ارزیابی بافت های نرم سیستم اسکلتی عضلانی استفاده می شود. در دستگاه از سونوگرافی برای تشخیص و ارزیابی وجود پارگی در تاندون ها و رباط های پا استفاده می شود. بررسی مفاصل و حاشیه استخوان اطراف مفصلی نیز به طور گسترده در حیوانات بزرگ و کوچک انجام می شود و اطلاعاتی را به دست می دهد که نمی توان از ارزیابی رادیوگرافی استاندارد به دست آورد. البته نمی توان از سونوگرافی برای ارزیابی خود استخوان استفاده کرد، بنابراین این دو روش تصویربرداری مکمل یکدیگر هستند. در حیوانات کوچک، آسیب های بافت نرم به رباط ها، تاندون ها، کپسول های مفصلی و غضروف مفصلی شانه و مفاصل کلاله به راحتی توسط یک معاینه کننده با تجربه تشخیص داده می شود.
در بیشتر موارد، اندام ها، بافت ها و ساختارها به طور قابل توجهی از نظر اندازه و شکل تغییر می کنند، اما الگوی اکوژنیک بر اساس مقایسه با سایر اندام ها و بافت هایی که معاینه کننده در حیوانات دیگر اسکن کرده است، ارزیابی می شود. فردی که اسکن را ارزیابی میکند، باید بر اساس تجربه و مقایسه با نرمالهای شناخته شده، ایدهای محکم از الگوی اکوژنیک طبیعی برای هر عضو اسکن شده توسط هر مبدل داشته باشد. الگوی پژواک از سنسوری به سنسور دیگر به دلیل تغییرات در وضوح محوری و متقاطع و طراحی حسگر متفاوت است. اکوژنیسیته چندین بافت باید مقایسه شود زیرا اکوژنیسیته پارانشیم هر اندامی ممکن است افزایش یا کاهش یابد.






